سفارش تبلیغ
صبا
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، پیشه ورِ درستکار رادوست دارد . [امام علی علیه السلام]
امروز: شنبه 97 آبان 26

بهمن دری معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دستوری که به اداره کتاب ابلاغ شد مجوز انتشار 285 عنوان کتاب که بیش از دو سال در توقیف بود را صادر کرد.

روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تایید این خبر، کتاب‌های مذکور را در حوزه شعر، داستان، رمان، تاریخ و علوم انسانی اعلام کرد که این کتابها بعضا به مدت دو سال به دلایل گوناگون به عنوان غیرمجاز یا مشروط به انجام اصلاحات محتوایی در اداره کل کتاب در بلاتکلیفی به سر می‌بردند.

دری همچنین طی دستوری به اداره کتاب وزارت ارشاد با تأکید بر تسریع در بررسی کتاب‌های ثبت شده در دبیرخانه این اداره خواستار تکریم بیشتر ارباب‌رجوع (ناشران، نویسندگان و پدیدآوردندگان عرصه چاپ و نشر) شد.

در ابلاغیه جدید معاون امور فرهنگی آمده است: کتاب‌های دفاع مقدس، آثار حوزه فیلم، ادبیات انقلاب اسلامی، نقد ادبی و کتب مربوط به اهل بیت (ع) باید با تقویت بنیه گروه بررسی و عمق و بنابخشی به شیوه ارزیابی در کمتر از 10 روز پس از ارائه آن از سوی ناشر به اداره کل کتاب تعیین تکلیف شود در غیر این صورت مجوز چاپ آن صادر خواهد شد.

دری همچنین طی ابلاغیه دیگری به اداره کتاب وزارت ارشاد از انتشار چند کتاب بازاری و غیر اخلاقی با درون‌مایه‌های جنسی و نیز چند کتاب که به تبلیغ عرفان‌های نوظهور می‌پردازند جلوگیری به عمل آورد.

نام تمامی کتابهایی که طبق دستور جدید معاون امور فرهنگی از توقیف درآمده به زودی منتشر می شود.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در جمعه 89/5/1 و ساعت 4:48 عصر | نظرات دیگران()
    وزیر بهداشت با تأکید بر سالم بودن آب شرب تهران گفت: گاهی یک حرکت مسئولانه چالش‌هایی هم به دنبال دارد که باید با حداکثر تلاش در این وادی‌ها گام برداریم و بدانیم که گاهی روی لبه تیغ راه می‌رویم.

     به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت در اجلاس شصت و چهارم روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور با بیان این مطلب گفت: بر ما که متولی سلامت هستیم فرض است در امور مربوط به سلامت آب، هوا، خاک، برنج و گندم و سایر موارد مرتبط با سلامت مردم مسئولانه وارد شده و گاهی حتی روی لبه تیغ حرکت کنیم.

    وی با تأکید بر سلامت آب شرب تهران افزود: خوشبختانه آب شرب تهران هیچ مشکل میکروبی ندارد و فقط در برخی از مناطق جنوب شهر میزان نیترات آن بالاتر از حد مجاز است که با تمهیدات اندیشیده شده این مشکل هم برطرف خواهد شد.

    وی خطاب به اهالی رسانه تأکید کرد: پیش از این هم بر سلامت آب تهران در اکثر مناطق این شهر تأکید کردم و تنها در برخی از مناطق توصیه شد زنان باردار و نوزادان از این آب استفاده نکنند. از اهالی رسانه می‌خواهم در رساندن پیام‌های ما به مردم به عنوان متولیان سلامت آنها دقت عمل بیشتری به خرج داده و بیشتر امانتداری کنند.

    وی با اشاره به سوء استفاده دشمنان از سخنان وی در خصوص آلودگی آب در برخی از مناطق تهران با ذکر این نکته که از دشمنان جز دشمنی انتظاری نیست، اظهار داشت: قرار شده است کمیته‌ای در خصوص آب تهران و همچنین برخی از آب های معدنی مطالعات علمی‌تر انجام داده و تا چند روز آینده نتایج آن را به من بدهند که نتایج آن گزارش نیز در اختیار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.

    وحید دستجردی با تأکید بر حضور روسای دانشگاه های علوم پزشکی کشور در برنامه‌های قرآنی و دعا در ایام شعبان و رمضان گفت: پخش کردن صدای اذان ظهر از تمام مراکز متعلق به وزارت بهداشت در سطح تهران حداقل کاری است که انجام می‌شود و من از همه روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی می‌خواهم در زمینه‌های معرفتی و قرآنی در این ایام بیشتر تلاش کنند.

    وزیر بهداشت از برگزاری کارگاه‌هایی در خصوص «ارتقاء کیفیت درمان و ساماندهی اورژانس ها»، «منشور حقوق بیمار» و «حاکمیت بالینی» در اجلاس شصت و چهارم رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی سراسر کشور خبر داد و گفت: از همه رؤسای دانشگاه‌ها می‌خواهم در این کارگاه‌ها حضور جدی داشته باشند و این مباحث را که اهم برنامه‌های آینده وزارت بهداشت است از هم اکنون به صورت جدی دنبال کنند.

    شصت و چهارمین اجلاس روسای دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور با سخنان آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری افتتاح شد و در ادامه وزیر امور خارجه به دعوت رؤسای دانشگاه های علوم پزشکی کشور تحلیل خود را در زمینه سیاست خارجی و وضعیت کنونی دیپلماسی کشور ارائه کرد.

    این اجلاس در سالن همایش‌های رازی دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شده و تا دو روز ادامه دارد و در آن اساسی‌ترین برنامه‌ها و چالش‌های موجود در حوزه نظام سلامت کشور بحث و بررسی و تصمیم گیری می‌شود.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در جمعه 89/5/1 و ساعت 4:47 عصر | نظرات دیگران()
    عبدالمالک ریگی سرکرده تروریست‌های شرق کشور سحر گاه امروز با حضور جمعی از خانواده‌های شهدای اقدامات تروریستی‌ خود، به دار مجازات آویخته شد.

    به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، با حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی، ‌عبدالمجید ریگی با نام مستعار عبدالمالک سحرگاه امروز ‌یکشنبه با حضور تعدادی از خانوادهای شهدا و جانباختگان جنایات تروریستی وی در محل زندان اوین به دار مجازات آویخته شد.
    درپی برگزاری جلسه محاکمه عبدالمجید (عبدالمالک) ریگی در یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی توحیدی به اتهام محاربه و افساد فی الارض،‌ نامبرده به اتهام 79 مورد اقدامات جنایتکارانه،‌ به استناد مواد 190 ، 191 ،‌ 186 ، 185 و 183 قانون مجازات اسلامی به اعدام از طریق آویختن از چوبه دار با حضور مجروحین و خانواده‌های جانباختگان و شهدای جنایات وی محکوم شده بود.
    محکوم عبدالمجید ریگی سرکرده گروهک ضد انقلاب مسلحانه در شرق کشور که سال گذشته با هوشیاری ماموران امنیتی بازداشت شد، با تشکیل گروهک مسلحانه خود اقدام به راهزنی، ‌سرقت مسلحانه،‌ بمب‌گذاری در اماکن عمومی، ‌حمله مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی و مردم بی دفاع، قتل و جرح، اخاذی، ایجاد رعب و وحشت و هراس و سلب امنیت مردم، آدم ربایی و گروگان‌گیری، همکاری با بیگانگان و اخذ کمک‌های مالی و اطلاعاتی از آنان نموده بود.
    بخشی از اعمال مجرمانه ارتکابی محکوم عبدالمجید ریگی به شرح ذیل است:
    1 – تشکیل و اداره دسته و گروهک تروریستی موسوم به جنبش مردمی جندالله به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران و ایجاد ناامنی در منطقه و کشور.
    2 – مباشرت و آمریت در 15 فقره آدم ربایی مسلحانه.
    3 – حمل و نگهداری سلاح و مهمات به صورت عمده و قاچاق سلاح و مهمات به داخل کشور.
    4 – بوجود آوردن شش فقره راهبندان مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت در جاده‌ها و بین مردم.
    5 – اقرار صریح به مباشرت در سه فقره قتل عمدی.
    6 – آمریت در قتل عمدی ده‌ها نفر از شهروندان و مسئولین نظامی، ‌انتظامی و ... از طریق بمب گذاری و اقدام مسلحانه.
    7 – سرقت مسلحانه سلاح ،‌ مهمات و خودرو به دفعات بشرح موجود در پرونده.
    8 – تحصیل مال نامشروع از طرق مختلف از قبیل آدم ربایی، گروگانگیری، ‌سرقت از بیت المال، ‌اخذ دلار از سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، ‌اخذ وجه از قاچاقچیان مواد مخدر.
    9 – فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق مصاحبه‌های متعدد با شبکه های معاند و ضد انقلاب.
    10 - ارتباط با عناصر سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه از جمله افسران اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در پوشش ناتو،‌ برخی افسران اطلاعاتی بعضی کشورهای عربی و گروهک های ضدانقلاب خارج از کشور مانند گروهک منافقین.
    11 – ورود و خروج غیر مجاز از خاک جمهوری اسلامی ایران.
    لازم به توضیح است گروهک تروریستی تحت هدایت محکوم عبدالمجید ریگی از سال 82 ، 35 مورد گروگانگیری از اتباع داخلی و خارجی ،‌ 25 مورد اخاذی و بیش از 40 فقره عملیات راهبندی مسلحانه توام با انفجار انجام داده که در نتیجه این اقدامات شرورانه ، 154 نفر از نیروهای انتظامی و مردم بی گناه بدست نامبرده و عوامل این گروهک شهید و تعداد 320 نفر نیز مجروح گردیده‌اند.
    گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران حاکیست: متهم ریگی در جریان دادگاه،‌ مسئولیت اقدامت گروهک خود را پذیرفت و اذعان نمود در برخی از قتل ها مباشرت و در برخی نیز آمریت داشته است.
    نامبرده همچنین تمامی موارد اتهامی مطروحه در کیفرخواست صادره از سوی دادستانی را پذیرفت و توضیح داد که تصمیمات تمامی اقدامات تخریبی، بمب گذاری، قتل و غیره با مسئولیت وی انجام شده است.
    این گزارش اضافه کرد: در جلسه دادگاه که با حضور نماینده مدعی العموم،‌ وکیل محکوم علیه، شکات و خانواده های شهدای اقدامات تروریستی گروهک مذکور برگزار شده بود، نماینده دادستان پس از قرائت کیفرخواست، ‌خواستار اشد مجازات برای متهم شده بود.
    متعاقبا ریگی در جریان دفاع از خود ضمن قبول اتهامات و جنایات ارتکابی، اقدامات خود را اشتباه خواند و تاکید کرد جنایاتش با موازین اسلامی و انسانی در تضاد بوده است و در ادامه از عوامل گروهک خود نیز خواست که اشتباهات او را تکرار نکنند.
    وی همچنین خواستار بخشش از سوی شکات پرونده شد.
    در پی صدور حکم دادگاه،‌ حکم صادره مطابق مقررات به نامبرده ابلاغ،‌ وی اعلام داشت « حکم صادره را قبول داشته و تقاضای عفو دارم» که متعاقبا با درخواست عفو نامبرده توسط ریاست محترم قوه قضائیه مخالفت گردید.
    با توجه به اهمیت پرونده و اتهامات محکوم علیه ریگی، رسیدگی به اتهامات وی به دستور رییس قوه قضائیه و موافقت دیوان عالی کشور به دادسرا و دادگاه‌های تهران احاله شده بود.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در یکشنبه 89/3/30 و ساعت 10:18 صبح | نظرات دیگران()
    طرف دیگر، اصولگرایان نیز بر او هجوم آورده اند که چرا این چنین در برابر بدحجابی و مفاسد اجتماعی و ... منفعل عمل کرده ای و چرا قانون حجاب و عفاف را اجرا نمی کنی و مخلص کلام "وا اسلاما و وا انقلابا!"
    عصرایران - سخنان محمود احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی که یکشنبه شب بر روی آنتن رفت، هر چند ابعاد مختلفی از موضوع غزه گرفته تا قطعنامه شورای امنیت و نرخ تورم و مسایل فرهنگی و تاریخی داشت ،اما آنچه بیش از هر چیز دیگری مورد توجه عموم افراد جامعه و اکثر رسانه ها قرار گرفت، آن بخش از سخنان رییس جمهور بود که به بیان مسایلی درباره نحوه مبارزه با پدیده بد حجابی و حواشی آن مربوط می شد.
    از جمله وقتی مجری برنامه از وی درباره روش های اجرایی برخورد با بدحجابی از جمله توقیف خودروها و نصب تابلو بر روی آنها به عنوان مبارزه با مزاحمین نوامیس و ...

    سوال کرد، احمدی نژاد، صریح و بی پروا، چنین اقداماتی را غیرقابل قبول و حتی غیرقانونی دانست و در توضیحات بعدی خود، تنها مقام قضایی آن هم در چارچوب قوانین صالح به برخورد با افراد دانست.
    احمدی نژاد گفت: اینها را توهین می دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید نسبت شما چیست .
    هیچ کس حق ندارد در این مورد سوال کند، این به معنای آن نیست که ما نابسامانی های اجتماعی را نمی بینیم و یا نباید اصلاح کنیم بلکه می گویم این روش، روش درستی نیست.اینها مال دولت نیست و آنها را قبول نداریم و تا آنجایی که بتوانیم برخورد و کنترل می کنیم .

    برخی ها هستند که تا اسم زن می آید ناراحت می شوند ؛ آنها باید خود را درست کنند . وقتی نابسامانی های اخلاقی پیش می اید همه مقصر هستند و مردها نیز بیشتر مقصرند .

    این اندیشه غلط است که در ذهن یک عده است و باید بیرون کنند و خود را اصلاح کنند . نه اینکه هر خانمی ، هرکاری کرد مورد تایید است اما نباید پنداشت که زن مبنا و مرکز مشکلات است .باورمان این است که هرکجا زن به طور انبوه وارد شد اجتماع انها بسیار سالم تر ، صحیح تر و اخلاقی تر است .

    عده ای در هر دوره ای هر چند ماه می خواهند جنجالی در کشور به پا و برخورد کنند و به صراحت می گویم ما مطلقا و از بنیاد ، این را قبول نداریم .
    این بدان معنا نیست که ما از عده ای که به طور سازمان یافته بخواهند مشکلات اخلاقی را در جامعه گسترش دهند چشم پوشی کنیم بلکه باید با کار اطلاعاتی و شناسایی و قانونی انها را بازخواست و مجازات کنیم .

    برخی ها می گویند باید امر به معروف کنیم و این حرف درستی است اما قبل از امر به معروف باید پدیده ای در جامعه تبدیل به معروف شود و وقتی معروف شد و عموم جامعه گفتند این کار خوبی است با روش درست به او می گوییم این موضوع را رعایت کند . اما اگر کسی اصرار دارد سازمان یافته و با وصل به بیگانه ذهن جوانی را تخریب کند ،کارش جداست .هیچ کس نباید بدون حکم قاضی ،کسی را مجازات کند مگر جاهایی که بر طبق قانون باشد مثلا در جرایم راهنمایی و رانندگی و نپرداختن قبض برق .

    اما اینکه برای مسائل اجتماعی ماموری خودش تشخیص دهد و خودش مجازات کند صحیح نیست و امیدواریم نیاز به تذکر جدی من نداشته باشد .

    از همان لحظه که احمدی نژاد این سخنان را آن هم در یک برنامه زنده تلویزیونی بر زبان راند معلوم بود که فردا و فرداهایش باید منتظر جنجال ها و ترکش هایی باشد که از این بابت سراغش می آیند: از یک سو، مخالفان دولت، طبیعتا او را متهم به بی صداقتی می کنند و مدعی اند که احمدی نژاد این سخنان را در راستای سیاست پوپولیستی اش مطرح کرده تا بر میزان محبوبیتش بیفزاید و مسوولیت ناشی از برخی برخوردهای انتظامی با زنان و جوانان را از دوش خود ساقط نماید.

    از طرف دیگر، اصولگرایان نیز بر او هجوم آورده اند که چرا این چنین در برابر بدحجابی و مفاسد اجتماعی و ... منفعل عمل کرده ای و چرا قانون حجاب و عفاف را اجرا نمی کنی و مخلص کلام وا اسلاما و وا انقلابا !

    اما احمدی نژاد با به جان خریدن همه این انتقادات آنچه که باید می گفت، گفت.

    واقعیت امر این است که فارغ از همه این نقدها و انتقادات و فارغ از نیت احمدی نژاد آنچه احمدی نژاد گفته، با آنچه در جامعه و در میان عموم مردمی می گذرد، همخوانی و ترادف دارد.

    موضوع نحوه پوشش زنان، موضوعی نیست که با اجبار شکل گرفته باشد که بتوان آن را با اجبار دوم تغییر داد؛ این موضوع ریشه هایی کاملا فرهنگی دارد و در هیچ جای دنیا هم نمی توان با قوه قاهره به نبرد فرهنگ رفت.

    البته احمدی نژاد هرگز نگفت که باید همه چیز را رها کرد و به تماشا بسنده نمود بلکه خواستار آن شد که برخوردها به حرکت های سازماندهی شده و هدفمند محدود و در تعامل با مردم نیز از روش های محترمانه و در خور شان ملت ایران استفاده شود.

    البته احمدی نژاد، سخنان مشابهی را در تبلیغات انتخاباتی 5 سال پیش نیز مطرح کرد که بعدها گفتند برای رای آوردن چنین مواضعی را اتخاذ کرده است.

    اما تاکید مجدد بر همان حرف ها، آن هم در شرایطی که انتخاباتی در پیش نیست، می تواند نشان دهنده آن باشد که رییس جمهور در این خصوص صادقانه آنچه را بدان باور دارد را بیان کرده است. چه آنکه گفتن این حرف ها در شرایط کنونی نه تنها سود چندانی را عاید وی نمی کند بلکه موجبات ناخرسندی برخی جریانات اصولگرا و فعال شدن برخی لابی ها علیه وی در مراکز متعددی حتی در قم نیز خواهد شد.

    در چنین شرایطی لازم است فارغ از گرایش های سیاسی و جناحی، مردم از رییس جمهورشان حمایت کنند و نگذارند برخی سلیقه های تنگ نظرانه خود را بر رییس جمهور و 70 میلیون ایرانی غالب کنند.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در دوشنبه 89/3/24 و ساعت 7:9 عصر | نظرات دیگران()

    . دو تا پاکت برای آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی آمده بود. روی پاکت‌ها نوشته بودند: «بعد از مرگ معظم‌له باز شود». وصیت‌نامه آقا بود. کی؟ آبان سال 1361.
    • کتاب یادها - 13، ص 187، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی

    2. قلبش درد گرفت. پزشک‌ها ریختند توی اتاق و کارها روبه‌راه شد. یکی از آن‌ها داشت آقا را دلداری می‌داد. گفت: «چیزی نیست. مطمئن باشید. همه امکانات جور است». آقا گفت: «لازم نیست به من اطمینان و دلداری بدهید. بروید فکری به حال این مردم بکنید».
    • کتاب طبیب دل‌ها، ص 289، به نقل از دکتر عارفی


    3. گاهی اشک توی چشم‌های آقا جمع می‌شد. یک‌بار خانم گفت: «آقا، چه می‌خواهید؟». گفت: «مرگ می‌خواهم».
    • کتاب پا به پای آفتاب- جلد 1، ص 324، به نقل از خانم زهرا اشراقی

    4. داشتم کمک می‌کردم تخت آقا را جابجا کنیم. داشت زیرلب چیزهایی می‌گفت. گوشم را نزدیک بردم: «خدایا تمامش کن، خدایا بس است دیگر».
    • کتاب طبیب دل‌ها، ص 327، به نقل از دکتر عارفی


    5. یک هفته قبل از رحلت آقا، رفته بودم حالی ازش بپرسم. چند کلمه بیشتر حرف نزدیم. نمی‌توانست. ضعف غلبه کرده بود. گفت: «همه چیز را در وصیت‌نامه نوشته است». بعد ساکت شد. یکی دو دقیقه بعد گفت: «هر چند پذیرفتن قطع‌نامه آتش‌بس برایم تلخ بود، اما وقتی می‌بینم یکی از مشکلات دوران بعد از خودم را حل کرده‌ام، راضی و خوشحالم».
    • کتاب یادها - 13، ص 422، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی


    6. روزهای آخر بود. گفتم: «آقا دارم می‌روم نماز جمعه بخوانم. حرفی برای مردم ندارید؟». گفت: «به مردم سلام برسانید و بگویید دعا کنید که خدا من را بپذیرد. دعا کنید که خدا من را ببرد». خداحافظی کردم اما دلم نمی‌آمد این را به مردم بگویم. مانده بودم. نه می‌توانستم بگویم و نه می‌توانستم نگویم. با احمدآقا برگشتیم پیش آقا. گفتم: «این جور بگوییم مردم خیلی ناراحت می‌شوند». آقا گفت: «خیلی خوب، اگر می‌بینید مردم ناراحت می‌شوند، بگویید ان‌شاءالله خوب شدم و بیرون آمدم، خودم جواب محبت‌های شما را می‌دهم».
    • کتاب یادها - 13، ص 278، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی


    7. دکتر عارفی می‌خواست مطمئن شود تشخیصش درست است. اسم آقا را از کنار عکس‌ها پاک کرد و داد به من تا به‌عنوان عکس‌های پدرم ببرم یک پزشک دیگر هم ببیند. دید و یک چیزهایی نوشت. نامه را که به دکتر عارفی دادم باز راضی نشد. هنوز ابهام داشت. این‌بار با دکتر پورمقدس آمدیم پیش همان آقای دکتر. کلی حرف زدند. از مطب که زدیم بیرون، دکتر پورمقدس فرمان را کج کرد سمت گلستان شهدا. وقتی رسیدیم سرش را گذاشت روی یکی از نرده‌ها و های‌های گریه کرد. گفت: «خدایا به حق شهدا، آقا را شفا بده». مثل بید لرزیدم.
    • کتاب پا به پای آفتاب - ج 2، ص 142، به نقل از سید رحیم میریان


    8. با دکترها حرف زدم. شیمی‌درمانی را شروع کرده بودند. قرار شد اطلاعیه‌های پزشکی را جوری بدهیم که قدری نگران‌کننده باشد. مردم باید آماده می‌شدند. اتفاق بزرگی در راه بود.
    • کتاب یادها -13، ص 422، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی


    9. همه را از اتاق بیرون کردند. توی حیاط فرش انداخته بودند. آقایان نشسته بودند و بحث می‌کردند که چه می‌شود و چه باید کرد و چه‌جور باید به مردم گفت. انگار همه خبر مهم را می‌دانستند. دوباره حال آقا به‌هم‌خورد. همه ریختند توی اتاق. دکترها مشغول بودند. شماره‌های روی مانیتور مدام کم می‌شد. 27، 17، 12 و ..... و روی 12 ماند. نمودار صاف شد. دکترها سیم‌هایی که به بدن آقا بود را باز کردند.
    • کتاب پا به پای آفتاب - ج 1، ص 211، به نقل از خانم فهیمه مصطفوی

    10. قرار شد خبر فوت را قدری دیرتر اعلام کنیم تا خبرگان به تهران بیایند و رهبر انتخاب شود و دوباره به شهرستان برگردند. صبح فردا جلسه خبرگان آغاز شد. وصیت‌نامه را آوردیم. آقا نوشته بود به‌ترتیب احمدآقا، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان وصیت‌نامه را برای مردم بخواند. احمدآقا آمادگی نداشت. آیت الله خامنه‌ای آن را خواند. حدود دوساعت‌ونیم طول‌کشید. ظهر شد. نماز خواندیم. عصر دوباره جلسه گذاشتیم. بعضی طرفدار رهبری شورایی و بعضی طرفدار رهبری فردی بودند. اسامی مختلفی هم مطرح شد. آیت‌الله خامنه‌ای گزینه اصلی بود. یک نفر دستش را برد بالا برای مخالفت. کلی هم حرف زد و دلیل آورد. اعضاء نپذیرفتند. همان آقای مخالف انتخاب شد برای رهبری انقلاب.
    • کتاب یادها - 13، ص 424، به نقل از حجت الاسلام والمسلین هاشمی رفسنجانی


    بخشی از خاطرات کتاب (تاهمیشه آشنا) نوشته محمود محمدی نسب که جلداول آن توسط موسسه تنظیم ونشرآثارامام خمیتی(ره) چاپ شده است.این 10 خاطره همراه80 خاطره دیگربزودی درجلدبعدی این کتاب منتشر خواهد شد.

     

     

    ?????? At site

     


    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site
    ?????? At site



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در جمعه 89/3/14 و ساعت 5:6 عصر | نظرات دیگران()
    مهدی کروبی که شب گذشته به حرم امام خمینی (ره) رفته بود ، پس از مواجهه با واکنش برخی افراد ، حرم را ترک کرد. گفتنی است پیش از این رسانه های جریان اصولگرا از کروبی و موسوی خواسته بودند به حرم امام(ره) نروند در غیر این صورات عواقبی در انتظارشان خواهد بود.

    خبرگزاری فارس این واقعه را چنین شرح داده است: مردم با شعار «مرگ بر منافق»، کروبی را مجبور کردند تا حرم امام خمینی (ره) را ترک کند.

    مهدی کروبی کاندیدای شکست خورده ریاست جمهوری دوره دهم که دقایقی پیش در حرم امام خمینی (ره)‌ و در کنار شهدای 72 تن حاضر شده بود، با شعار «مرگ بر منافق» مردم مواجه شد به طوری که محافظان وی مجبور شدند کروبی را به سرعت از منطقه خارج کنند.
    در میان شعاردهندگان تعداد چشمگیری از جوانان و نوجوانان دیده می‌شدند که بعد از خروج کروبی نیز شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر منافق» و «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» را سر ‌دادند.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در جمعه 89/3/14 و ساعت 5:1 عصر | نظرات دیگران()
    روسیه کاری نکند ملت ایران آنها را در صف دشمنان تاریخی خود قرار دهد

     رئیس جمهور با انتقاد از عملکرد روسیه در قبال ایران گفت: رهبران روسیه اجازه ندهند که ملت ایران آنها را در صف دشمنان تاریخی خود به حساب بیاورند.



    -------------------------------

     محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور کشورمان که در جمع مردم کرمان سخن می‌گفت خطاب به رئیس‌جمهور روسیه گفت: ایران و روسیه دو همسایه هستند و البته به طور طبیعی ما با هم دوست هستیم و دو همسایه نمی‌توانند با هم دوست نباشند اما باید گفت که این رابطه دوستانه لوازمی دارد.
    وی افزود: اولین لوازم دوستی احترام متقابل است، احترام به کرامت متقابل است و این حداقل انتظار ما از کشور دوست و همسایه است.
    رئیس‌جمهور کشورمان با بیان اینکه این جمله را می‌گوید تا آقای مدودوف رئیس‌جمهور روسیه بشنود ، تصریح کرد: امروز توضیح رفتار مدودوف برای ملت ایران برای ما مشکل شده است. مردم نمی‌دانند این‌ها دوست ما هستند، در کنار ما هستند، با ما هستند یا اینکه دنبال چیز دیگری هستند.
    احمدی‌نژاد در ادامه افزود: من اگر رئیس‌جمهور روسیه بودم در اظهار نظرها و تصمیم‌گیری‌ها درباره موضوعاتی که به ملت بزرگ و تمدن‌ساز ایران مربوط می‌شود تأمل بیشتری می‌کردم.
    رئیس‌جمهور کشورمان با بیان اینکه همسایه ما در کنار کسانی قرار می‌گیرد که 30 سال است با همه توان در برابر ملت ایران ایستاده‌اند، گفت: امیدوارم آنها توجه کنند و اصلاح کنند چرا که بیانیه تهران بالاترین فرصت است.
    وی افزود: اگر آنها قبلا می‌گفتند غربی‌ها به ما فشار می‌آورند ما نیز یک کار مهم کردیم و حرف بسیار مهمی را زدیم می‌گویند ما تحت فشاریم خوب ما هم تحت فشاریم.
    احمدی‌نژاد در ادامه گفت ما نمی‌توانیم به حساب اینکه از سوی برخی‌ها تحت فشار هستیم علیه منافع روسیه اقدام کنیم.
    رئیس جمهور کشورمان با بیان اینکه امیدوارم رهبران و مسئولان روسیه به این کلام که از روی دلسوزی است توجه کنند و اصلاح کنند، گفت: رهبران روسیه اجازه ندهند که ملت



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در چهارشنبه 89/3/5 و ساعت 5:27 عصر | نظرات دیگران()

    اعدام 5 تروریست وابسته به 2 گروهک جنایتکار پژاک و تندر به بهانه ای تازه برای رسوایی صحنه گردانان فتنه سبز تبدیل شد. عناصر اعدام شده اساساً ارتباط مستقیمی با حوادث پس از انتخابات نداشتند و مدت ها قبل از آن طی بمب گذاری در شیراز و تهران بازداشت شده بودند اما گروهک های متبوع آنها (تندر با گرایش سلطنت طلبانه و پژاک با گرایش تجزیه طلبانه) هر دو در حوادث پس از انتخابات هم جزو صحنه گردانان و اغتشاش سازان بودند.
    در پی این ماجرا موسوی بیانیه ای به حمایت از اعدام شده ها صادر کرد تا ثابت کرده باشد تروریست هایی که سال ها - قبل و به ویژه بعد از انتخابات سال گذشته- در ایران بمبگذاری و جنایت کردند و شهروندان بی گناه را به شهادت رساندند، همان هدفی را دنبال می کنند که سران فتنه پی گرفته بودند و این نقش های جداگانه همان نقش هایی بود که از سوی سازمان های جاسوسی پشت صحنه گروهک هایی نظیر تندر و پژاک (موساد، ام آی شش و سیا) دیکته شده بود.
    موسوی در بیانیه خود، تروریست ها را تعمداً «شهروند» جا زد و با وجود اینکه از روند دادرسی اغلب 5 تروریست اعدام شده بیش از یک سال می گذرد، تلاش کرد احکام صادره را زیر سأال برده و ضمناً به انتخابات ربط دهد! همزمان با موسوی گروهک تروریستی کومله هم خواستار اعتراض به اعدام افراد یاد شده گردید و جالب تر اینکه، یک روز قبل از بیانیه موسوی، گروهک فدائیان خلق از خارج کشور بیانیه ای تحکیم آمیز خطاب به موسوی و کروبی صادر و از آنها خواسته بود اعدام 5 تروریست یاد شده را محکوم کنند! 24 ساعت بعد موسوی از دستور مرکزیت فدائیان خلق اطاعت کرد و بیانیه کذایی را صادر کرد. موسوی اما توضیح نداده جرم ده ها نفری که در حسینیه ای در شیراز با بمبگذاری گروهک انجمن پادشاهی (تندر) به خاک و خون کشیده شدند- و از جمله چند کودک معصوم و سوگوار اهل بیت(ع) - چه بود که حال قاتلان آنها مورد حمایت سران فتنه قرار می گیرند.
    در این میان سایت بی بی سی انگلیس فرصت را غنیمت شمرده و با تأکید بر لزوم حمایت سران فتنه از تروریست های اعدام شده پرسید که «آیا جنبش سبز هم خودی و غیر خودی دارد»؟ حمایت بی بی سی از اعضای گروهک های تروریستی تندر و پژاک از آن جهت قابل تأمل است که اسناد متعددی از اقامت سران گروهک تندر در لندن و حمایت سازمان جاسوسی MI6 از آنها موجود است.
    بی بی سی در عین حال با اشاره به برخی نگرانی ها درباره مواضع متناقض موسوی و کروبی نوشت: هرگونه اظهارنظر سران جنبش سبز در مورد اعدام های اخیر که در ارتباط با «مبارزه مسلحانه» و «محاربه» بوده است، می تواند موقعیت آنها را به خطر بیاندازد و فرصت دهد تا دولت ایران اتهام «برانداز» را راحت تر به مخالفان وارد کند. جنبش سبز حرکت در «چارچوب» قانون اساسی را سرلوحه خود قرار داده و سران آن بر پایبندی خود به نظام جمهوری اسلامی، بارها تأکید کرده اند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که در برابر برخورد با «اقدام مسلحانه علیه نظام» جبهه گیری کنند».
    بی بی سی اما در پایان تأکید کرد که جنبش سبز خودی و غیر خودی نمی شناسد(!)
    گفتنی است میرحسین موسوی پس از اقدامات خیانت آمیز و رسوایی هم که نیروهای میدانی فتنه و آشوب در روز عاشورای حسینی به بار آوردند، حرمت شکنان حضرت اباعبدالله را مردان خداجو توصیف کرد. اکنون باید پرسید تفاوت موسوی با گروهک های ماتریالیست، منکر اسلام و دین، وابسته به استکبار و تروریست چیست که تا این اندازه نسبت به آنها ابراز همدلی می کند. خوش بینانه ترین قضاوت -اگر نگوییم موسوی علناً و با اراده قصد خیانت دارد- این است که جبهه استکبار و گروهک ها، آتوهای جدی از موسوی دارند که او را مجبور کرده اند به عنوان یک گروگان فاقد اختیار به هر نحو که آنها خواستند عمل کند و کوچک ترین اعتراضی نکند، ولو حمایت علنی از تروریست های آدم کش و مزدور.



  • کلمات کلیدی : ایران، موسوی، جنبش سبز، انقلاب
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در شنبه 89/2/25 و ساعت 9:37 عصر | نظرات دیگران()
    حاشیه‌‌نگاری‌های فارس از بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه بین‌المللی کتاب

    خبرگزاری فارس: حضور رهبر معظم انقلاب در بازدید از بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب حاشیه‌های جالبی داشت که در ادامه می‌آید.


    -------------------------------

    به گزارش خبرنگار فارس ساعت 11 شب دوشنبه خبر رسید که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روز سه‌شنبه از بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بازدید دارند. فرصت کمی برای هماهنگی بود، با یک پیامک البته نیمی از هماهنگی‌ها انجام شد.
    سه‌شنبه ساعت 8:30 درب جلوی شبستان مملو از غرفه‌دارانی بود که روز قبلش به آنها گفته بودند روز سه شنبه ساعت 9 در محل غرفه‌ها حاضر باشند. البته راهنمایی‌هایی برای سهولت کار انجام می شد و ما به طرف گیت بازرسی رفتیم که به محدوده بازدید منتهی می‌شد.
    نیم ساعتی معطل شدیم و در این مدت محو و تماشای جنب و جوشی شدم که هر کسی برای بهتر برگزار شدن این بازدید انجام می‌داد. گروه حفاظت با نظم دقیق همراه با لبخند زیبا و دلنشین جواب‌های مقتضی را به غرفه‌داران می‌دادند و سعی می‌کردند برخوردی ملایم داشته باشند که الحق هم موفق بودند.
    عقربه‌ها ساعت نزدیک به 9 صبح را نشان می‌داد که با لطف یکی از دوستان راهی شبستان محل بازدید شدیم البته بعد از آن که کیف‌ بنده حاوی محتویات و ملزومات خبرنگاری ممنوع‌الورود شد. باری وسایل که تحویل شد داخل سالن شدیم.

    *می‌دانستم رهبر می‌آید
    در راهروهای شبستان که قدم می‌زنم غرفه‌دارها را نیز از نظر می‌گذرانم. از مسئول غرفه دفتر پژوهش‌های فرهنگی می‌پرسم چه خبره؟ جواب می‌دهد که رهبر می‌آید. ادامه می‌دهم در طول راهرو و به غرفه "دانش بهمن " می‌رسم که دو دختر در آن مشغول مرتب کردن کتاب‌ها هستند. سئوال خود را ار آنها هم می‌پرسم که می‌گوید احتمالا رئیس جمهور می‌‌خواهد بیاد که این قدر گیر می‌دهند. از او می‌پرسم اگر آقای خامنه‌ای بیاید چه می‌کنید؟ در حالی که زبانش بند آمده سریع به همکارش می‌گوید: برو تمیز کن اینجارو. الان می‌آیند اینجا را شلوغ می‌بینند، می‌گویند چه دخترهای شلخته‌ای هستید. می‌خندم و دور می‌شوم.
    غرفه دار دیگری هم می‌گوید: دیروز به ما گفتند فردا نمایشگاه ساعت 9 شروع به کار می‌کند. ما هم فکر کردیم به خاطر استقبال زیاد است، اما صبح که آمدیم دیدیم فهمیدیم که رهبر می‌آید.
    جوانی مذهبی در غرفه نشر آثار آیت‌الله گرامی ایستاده بود و کتاب‌ها را مرتب می‌کرد. لباس مشکی‌اش نشان از ایام فاطمیه بود. از او پرسیدم اگر الان رهبر بیاید چه می‌گویی؟‌ با نگاهی عاقل اندر سفیه گفت: ‌نه بابا، رئیس جمهور دارد می‌آید. وقتی قاطعیت مرا دید کمی شوک زده گفت راست می‌گی. گفتم آره به خدا. از حالت بهت و تعجب که خارج شد با تسلط و اعتماد به نفس جالبی می‌گوید: البته از دیشب می‌دانستم که رهبر می‌آید. به شما هم بگویم که رهبر برای بازدید به نمایشگاه کتاب می‌آید! تنها حرکت من در برابر این حرف سکوت و نگاه توأم با تعجب بود.
    هنوز دقایقی به حضور رهبر مانده است که ورود کارگرانی سرخوش و شاد و فارغ از هیاهوی مستقبلین رهبر، لحظاتی فضای جدی شبستان را تلطیف می‌کند. آنان نمی‌دانند که اینجا چه خبر است و احیانا چه کسی می‌آید. بنابراین از این همه بازرسی متعجبند.
    صدای جوانی با سر و صدای زیاد توجه همه را به خود جلب می‌کند. جوان پایش شکسته و از این همه بازرسی شاکی. عصایش هم که مجوز ورود نمی‌گیرد بدتر می‌شود. یکی از افراد حاضر در صحنه برای دلجویی از او می‌رود و آرامش می‌کند. آرام و بی صدا روی یک پا لی‌لی می‌کند تا در غرفه‌اش در انتظار رهبر بایستد.
    مردی که کتش را بر دست دارد با نگاهی ممتد و دنباله‌دار به سمتم می‌‌آید. سلامی رسمی می‌گوید و علیکی رسمی‌تر تحویل می‌گیرد. از من سؤالاتی می‌کند که جوابش را نمی‌دانم. گویا او نمی‌داند که مخاطب او کسی است که هر لحظه ممکن است به بیرون از شبستان هدایت شود.

    *آماده حضور
    بانی خیر حضور ما در دیدار رهبری تذکر می‌دهد که زیاد جلوی دست و پای عناصر حفاظت نباشیم. چشمی می‌گویم و دور می‌شوم. این دورشدن باعث می‌شود باز هم به سراغ ناشران بروم و از احوالشان سراغی بگیرم.
    در انتشارات حوا دو دختر خانم را می‌بینم که از بازرسی‌های انجام شده گله دارند. یکی از آنها در پاسخ به سئوالم که می‌دانی چه خبر است؟ خبر از آمدن رهبر می‌دهد ولی همکارش مدعی حضور رئیس جمهور است! جمله آخرش اما این است قدمشان روی چشم ما. این جمله را نیز با لبخندی حاکی از رضایت می‌گوید.
    احتمالا گزارش ما از بازدید رهبر انقلاب در فضای نزدیک ایشان میسر نیست چرا که باید با فاصله دورتری از ایشان قرار بگیرم. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محسن پرویز و جمعی از مدیران ارشاد دور هم حلقه زده و صحبت می‌کنند. محسن پرویز را موقعیتی خلوت گیر می‌آورم و درباره بی‌نظمی غرفه‌های مشخص شده از او سئوال می‌کنم که جواب می‌دهد ما نمی‌خواهیم اینجا را برای حضور رهبری بزک و دوزک کنیم.
    فیلمبردارها که می‌آیند نشان از نزدیکی حضور رهبر دارد. جنب و جوش‌ها بیشتر شده ، رفت و آمدها تندتر و استرس عوامل حاضر نیز بیشتر. این موضوع از حرکات آنها و چهره‌شان پیداست.
    همه افراد در محلی قرار گرفته‌اند که بنر رادیو معارف بر روی آن نصب شده است، درست زیر پاویون نمایشگاه در شبستان عمومی، از وزیر ارشاد تا محسن پرویز، خبرنگاران، محافظین، فیلمبردارها و دیگران همه در آن جا ایستاده‌اند، البته به غیر از ما که بنا بر همان اصل دورتر از جمع نظاره‌گر آنها هستیم.

    * به رهبر هدیه بده
    سه غرفه‌دار در مقابل یکی از غرفه‌ها جمع شده‌اند. پسری به یکی از خانم‌ها می‌گویند اگر می‌خواهی مشهور شوی کتابی را به رهبر هدیه بده. دختر با حالتی متعجب نگاهش می‌کند که پسر با قاطعیت می‌گوید من هر سال همین کار را می‌کنم! (حالا نمی‌دانم که هر سال در بازدید رهبری از نمایشگاه حضور دارد یا بلوف می‌زند) پسر ادامه می‌دهد ایشان (منظور رهبر انقلاب است) خیلی قوی است و در هر زمینه‌ای که بگویی کتاب خوانده است. در مراجعت دیگر که به سراغ این پسر می‌روم می‌گوید: با این دوره من سومین بار است که در بازدید ایشان حاضر بودم و چفیه هم گرفتم (خوب حالا باید چفیه را نشان بدهد تا باور کنم لاف نمی‌زند!) البته به نظر راست می‌گوید و این موضوع از برقی که درچشمانش هست مشخص است.
    زن غرفه‌دار انتشارات پیام کلیدر که در قیافه و سیما شبیه خانم دباغ است به سراغ خبرنگاران سیما می‌آید و با حالتی بغض‌آلود می‌پرسد که راست است آقای خامنه‌ای به نمایشگاه می‌آید؟ جواب مثبت را که می‌شنود اشک‌هایش سرازیر می‌شود. می‌گوید من خیلی آقا را دوست دارم. امروز چه روز خوبی برای من است و حرف‌های دیگری که با گریه و اشک می‌گفت و حاضران را تحت تأثیر قرار می‌داد. فیلمبرداران سیما این لحظات را از دست نمی‌دهند.

    *آمدم رهبر را ببینم و بروم
    یکی از غرفه‌داران به من که در ابتدای یکی از راهروها ایستاده بودم نزدیک شد و گفت: من می‌خواهم خود آقا را ببینم و بروم چون خیلی کار دارم. فقط به خاطر آقا موندم!
    ساعت که 9:30 دقیقه را نشان می‌دهد جنب و جوشی در اطراف درب ورود شکل می‌گیرد. رهبر به همراه اطرافیان خود وارد می‌شود. در کنار یکی از محافظین ایستاده‌ام. رهبر انقلاب که می‌رسند سلامی چهره به چهره به ایشان می‌دهیم و جوابی می‌شنویم که روح را سرشار از لذت می‌کند. بعد از حضور رهبر، غرفه انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اولین محل بازدید بود. رهبر و وزیر ارشاد شانه به شانه می‌روند. در این غرفه کتاب "کاخ بلند سخن " از دفتر پنجم شاهنامه فردوسی نظر آقا را جلب کرد و تورقی می‌فرمایند.
    غرفه‌دار نشر پنجره در حضور رهبر ساکت ایستاده و نظاره‌گر است. بعد از چند لحظه می‌بینم که با رهبر سخن می‌گوید. ما کماکان از دور نظاره‌ می‌کنیم بازدید رهبر از غرفه‌های دیگر را. کتاب "راز گل سرخ " که ترجمه اشعار شاعران زن جهان است مورد توجه رهبری قرار می‌گیرد و در غرفه نشر پلک آن را تورق می‌کنند.
    دو غرفه‌دار خانم در نشر پیام آزادگان با حضور رهبر انقلاب گریه‌ امانشان نمی‌دهد و تا دقایقی بعد از حضور ایشان نیز اشک‌هایشان روان است. بغض گلویم را می‌فشارد.
    در بازدید رهبر از انتشارات پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی مسئولین غرفه پنج جلد کتاب به ایشان هدیه می‌دهند و فردی آن را بر روی دیگر کتابهایی می‌گذارد که به رهبر هدیه داده‌اند.

    * اشک‌هایی از سر عاشقی
    غرفه‌دار پیام کلیدر همان زنی است که در سطور بالا شرحش داده شد. با حضور رهبر اشک‌هایش را پاک می‌کند و کتابی در دست دارد که به رهبر هدیه دهد. مشتاقانه سخن می‌گوید و دست راستش را به علامت خوش آمد بر روی سینه می‌گذارد و با رهبر خوش و بش می‌کند. باز هم از راه دور نظاره‌گر این صحنه‌ها هستم.
    حواسم به چند غرفه‌دار خانمی است که در غرفه نشر پیکان حضور دارند. رهبر که از جلویشان می‌گذرد یکیشان در آستانه اشک است و معلوم است خود را کنترل می‌کند. شاید به دلایل شخصی نمی‌خواهد همکارانش متوجه حالاتش شوند.
    غرفه‌دار نشر پیام فرهنگ به محض حضور رهبر انقلاب چفیه‌ای را برای تبرک به رهبر انقلاب داد. دست‌بوسی هم انجام داد. حقا که پسر زبلی بود. فقط این را نمی‌دانم که از کجا می‌دانست که رهبر می‌آید و چفیه‌اش را هم آورده بود! البته در ادامه متوجه شدم که این دو عزیز زبل اصلا غرفه‌دار نبودند و فقط برای عرض ارادت در آن غرفه بودند! به زرنگی‌شان احسنت گفتم.
    حالا می‌توانیم کمی نزدیک‌ رهبر شویم اما کماکان صحبت‌های رد و بدل شده ایشان با ناشران نمی‌توانیم متوجه شویم.

    * پسر رهبر
    پسر رهبر دورتر از جمعیت مشغول بازدید از کتاب‌هاست. کسی از ناشران او را نمی‌شناسد و او نیز با فراغ بال کتاب‌ها را تورق می‌کند. بعد از یک دور بازدید محمد علی رامین نیز به همراهان رهبر اضافه می‌شود.
    دور دوم بازدید از راهرو 13 با غرفه تندیس آغاز می‌شود. لبخند غرفه‌دار حاکی از رضایت دیدار با رهبر است. آقا با همان غرفه‌داری که می‌گفت چند سال پیاپی در بازدیدهای ایشان حاضر است احوال‌پرسی گرمی می‌کند. نمی‌دانم پسر به رهبر گفته که چند سال است در نمایشگاه کتاب او را زیارت می‌کند.
    مجبور می‌شوم از جمع دور شوم و در سکویی بنشینم. چند تن از افراد حفاظت آنجا هستند. یکیشان که آشناست حرف می‌زند و می‌خندیم. اصلا حالاتشان با موقعی که مشغول کارند قابل مقایسه نیست یکی از اینها که بچه محل ما هم هست هنگام ورود انگار نه انگار که آشناست و حتی ما را بیشتر هم بازرسی کرد. البته گله‌ای نیست و کار درست هم همین است.
    کماکان نمی‌شود از راهرو سیزده به رهبر نزدیک شد، پس لاجرم آن را دور می‌زنم و از آن سر منتظر می‌مانم که باز هم گرفتار می‌شوم؛ البته این بار فاصله با رهبر نزدیک‌تر است. در انتشارات تخت جمشید بعد از بازدید رهبر، غرفه‌دار چفیه ایشان را می‌گیرد و لبخند پیروزمندانه‌ای می‌زند.
    معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد نیز کاملا در حلقه‌ اول قرار گرفته است؛ البته حضور او به سبب معاونت وزیر است نه وظیفه کاری. چند متر عقب‌تر از رهبر حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی در آرامش مشغول بازدید و تورق کتابها است.
    در کنج راهرو سیزده می‌ایستم تا با عبور رهبر چفیه ایشان را برای تبرک بگیرم. یکی از محافظین از من می‌خواهد دورتر بایستم. برایش توضیح می‌دهم که چه می‌خواهم. می‌گوید جلو نرو، آقا که رد شد از همین جا با صدای بلند بگو آقا چفیه می‌خواهم. رهبر که کاملا نزدیک‌ می‌شود قلبم می‌تپد و همین که می‌خواهد برای بازدید به غرفه‌ای برود با صدای بلند می‌گویم حضرت آقا چفیه‌تان را می‌خواهم؟! ایشان با لبخند می‌گوید چفیه که ندارم و سریع از همراهشان یک چفیه می‌گیرند و می‌بوسند و با لبخند به من می‌دهند. بغض گلویم را می‌فشارد. چفیه رهبری را می‌گیرم. گویی حاشیه‌ها برای من تمام شده است اما بازدید هنوز ادامه دارد.

    *نحسی یک راهرو
    گویا این راهرو سیزده نحس است چرا که هیچ راهی برای ورود به آن نمی‌شود پیدا کرد. لاجرم به ابتدای راهرو 14 باز می‌گردم شاید آنجا فرجی شود. غرفه‌دار نشر پیام کلیدر که قبل از حضور رهبر در مقابل دوربین‌ها اشک می‌ریخت، بعد از گرفتن چفیه رهبر در گوشه‌ای از راهرو نظاره گر رهبر است. آرامش در چهره‌اش موج می‌زند، دست به سینه می‌خندد.
    در ابتدای راهرو چهارده سیمی از میله افقی آویزان است و تلاش یکی از افراد برای آویزان کردن آن به صورت اصولی راه به جایی نمی‌برد و پرش‌های متعدد تنها عرقش را در می‌آورد. این مشکل را یکی از غرفه‌داران با یک تکه چسب حل می‌کند.
    با مساعدت یکی از دوستان (همان که مسبب حضور ما شد) و البته مشقات فراوان در چند متری رهبر هستم، اما مواظب حرکات خود هستم. البته حالا چند نفری که قیافه من برایشان از حالت غریبه درآمده با محبت نگاهم می‌کند و دیگر مرا مانع خود نمی‌دانند، البته فقط چند نفرشان.

    * مسئول چفیه
    یکی از غرفه‌داران با دیدن چفیه در دست من، فکر می‌کند من مسئول دادن چفیه به آقا هستم و با سماجت از من می‌خواهد چفیه‌ای به او بدهم.این قضیه با تحریک یکی از تازه دوستان شدت بیشتر می‌گیرد تا اینکه از آن جمع دور می‌شوم تا چفیه را از دست ندهم.
    این بار گویا راهرو پانزده برای ما خوش‌یمن است چرا که در چند متری رهبر هستیم و هر از گاهی به صورت منقطع سخنان ایشان را با برخی ناشران می‌شنویم. غرفه‌دار نشر جامه‌داران سرشار از شادی حضور رهبر، بسته‌ای از آثارش را به رهبری هدیه می‌دهد.
    در انتشارات خوارزمی سوال و جواب رهبر با لبخندهای شیرین ایشان و غرفه‌داران همراه است. حضور رهبری در این غرفه طولانی‌تر است. کمی شیطنت می‌کنم و می‌خواهم به رهبر نزدیک‌تر شوم که با تذکر جدی و البته به حق یکی از محافظین مواجه می‌شوم. با حالتی مأیوس عقب‌تر می‌ایستم.
    پسری که در ابتدای حضور در نمایشگاه به من می گفت از شب گذشته می‌دانستم رهبر به نمایشگاه می‌آید به محض حضور رهبر چنان دست و پایش را گم می‌کند که نمی‌تواند هیچ حرفی بزند.
    در غرفه دفتر پژوهش‌های فرهنگی محسن پرویز درباره مجموعه کتاب "از ایران چه می‌دانیم؟ " توضیحاتی را می‌دهد. این اولین ورود مستقیم پرویز در دیدار رهبر است. غرفه‌دار نشر دژ بعد از عبور رهبر انقلاب از مقابله غرفه‌اش گفت: ما تا حالا ایشان را از نزدیک ندیدم و خیلی ایشان را دوست دارم.
    عبور از راهرو 16 و بازدید از غرفه‌های این راهرو، پایان بخشی از بازدید است و رهبر انقلاب برای استراحت در غرفه انتشارات علمی و فرهنگی می‌روند. پذیرایی با یک چای کوچک از نکات جالب دیدارهای آقا است. افراد مسئول از حضور افراد برای نزدیک شدن به غرفه جلوگیری می‌کنند اما من در نزدیک‌ترین وضع ممکن بر رهبر البته در بیرون انتشارات ایستادم. بعد از مدتی توقف، رهبر با احوال‌پرسی از افراد حاضر به سمت یکی دیگر از سالن‌ها می‌روند. در ادامه این بازدید دیگر می‌توانیم به رهبری نزدیک شویم. دختری که در انتشارات دانش بهمن حضور داشت با حضور رهبر با ذوق و شادی با ایشان گفت و گو کرد و حتی چفیه ایشان را گرفت و بر گردن انداخت.
    حضور در دفتر نشر معارف و سوال درباره خاطرات آقای هاشمی نیز در مسیر بازدید انجام شد. رهبری درباره چند و چون انتشار این خاطرات سوالاتی را از غرفه‌دار پرسیدند.
    پایان این بازدید سه ساعته، حضور رهبر انقلاب از غرفه سازمان بهزیستی بود که بعد از آن با خروج رهبر، انتظاری یک ساله برای دیدار دوباره ایشان از نمایشگاه کتاب شروع می‌شود.
    تهیه و تنظیم: مصطفی وثوق‌کیا

     

    بازدید مقام معظم رهبری از بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در چهارشنبه 89/2/22 و ساعت 8:10 عصر | نظرات دیگران()

    حداکثر ده درصد ظرفیت پذیرش در هریک از رشته‌های کارشناسی ارشد بصورت مازاد به این دستورالعمل اختصاص می‌یابد و پذیرش نهایی پس از اعلام‌نظر پردیس، دانشکده،مرکز، مؤسسه و گروه آموزشی ذیربط‌ صورت‌ می‌پذیرد.

    مدیر دفتر استعدادهای درخشان دانشگاه تهران از چگونگی پذیرش دانشجوی ممتاز دوره کارشناسی این دانشگاه برای مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته بدون شرکت در آزمون سراسری خبرداد.

    دکتر سید جلال زرگر در گفت‌وگو با ایسنا،‌ افزود: دانشگاه تهران برای سال تحصیلی90- 89، براساس دستورالعمل مصوب شورای تحصیلات تکمیلی دانشگاه، از میان دانشجویان دوره کارشناسی پیوسته ورودی سال 85 که به لحاظ میانگین کل، هفت نیمسال گذرانده و جزو ده درصد دانشجویان برتر رشته خود اعم از روزانه و شبانه براساس کلیه پذیرفته‌شدگان دانشگاه در آن رشته در سال ورود باشند و تحصیلات دوره کارشناسی را حداکثر طی هشت نیمسال به پایان برسانند، برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد، بدون شرکت در آزمون سراسری دانشجو می‌پذیرد.

    وی افزود: در رشته‌هایی که طول دوره کارشناسی آنها براساس برنامه آموزشی 9 نیمسال است، میانگین کل 8 نیمسال گذرانده دانشجویان ملاک عمل خواهد بود و این دسته از دانشجویان باید دوره کارشناسی را حداکثر طی 9 نیمسال به پایان برسانند.

    زرگر خاطرنشان کرد: دانشجوی ورودی سال 86 که دوره کارشناسی پیوسته را طی شش نیمسال به پایان برساند و میانگین کل نمرات وی از میانگین کل نمرات شش نیمسال گذرانده شده کلیه دانشجویان هم رشته و هم ورودی وی بیشتر باشد نیز می‌تواند بصورت مازاد بر ظرفیت، مورد پذیرش قرار گیرد.

    عضو کمیته کارشناسی شورای هدایت استعدادهای درخشان وزارت علوم، با تأکید براینکه این دستورالعمل ویژه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه تهران است و به دلیل محدودیت ظرفیت، دانشجویان و دانش آموختگان سایر دانشگاه‌ها را در برنمی‌گیرد، یادآور شد: حداکثر ده درصد ظرفیت پذیرش (تعداد ثبت‌نام‌شدگان نهایی) در هریک از رشته‌های کارشناسی ارشد بصورت مازاد به این دستورالعمل اختصاص می‌یابد و پذیرش نهایی پس از اعلام‌نظر پردیس،دانشکده،مرکز، مؤسسه و گروه آموزشی ذیربط‌ صورت‌ می‌پذیرد.

    زرگر خاطرنشان کرد: دانشجویان جهت کسب اطلاعات بیشتر به اداره آموزش پردیس و یا دانشکده محل تحصیل خود مراجعه و از مراجعه به واحدهای ستادی حوزه معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه خودداری کنند.



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط محمد حسین اصفهانیان در شنبه 89/2/18 و ساعت 9:13 عصر | نظرات دیگران()
       1   2      >
     لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    285 عنوان کتاب از توقیف درآمد
    آب شرب تهران سالم است
    عبدالمالک ریگی سحرگاه امروز اعدام شد
    آنچه احمدی نژاد صادقانه گفت و روز بعد ناسزا شنید!
    خاطرات رحلت امام خمینی(ره) به روایت تصویر
    کروبی مجبور به ترک حرم امام(ره) شد
    روسیه کاری نکند ملت ایران آنها را در صف دشمنان تاریخی خود قرار د
    موسوی در مُشت MI6
    حاشیه ها از بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه بینالمللی کتاب
    شرایط پذیرش بدون آزمون در مقطع ارشد دانشگاه تهران
    حرکت معنادارکاکاوند پس ازآزادی(+عکس)
    جمهوری مجازی
    وجود اسناد مستند دوره هخامنشی برای حقانیت نام خلیج فارس
    اجلاس خلع سلاح تهران، موفقتر از واشنگتن برگزار شد
    برای اولین بار در رزمایش «پیامبر اعظم 5»
    [عناوین آرشیوشده]

    بالا

    طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

    بالا